برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور

میچسبد در این بهار
کنارِ این شکوفه ها
کنارِ باران های بی قرار و ناگهانی اش
یک فنجان چای "بهار نارنج"
که کنارش آدمی از جنس عطرِ 'تیر' نشسته باشد...

برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
تو بارون که رفتی،شبم زیر و رو شدیه بغض شکسته،رفیق گلوم شدتو بارون که رفتی،دل باغچه پژمردتمام وجودم،توی آینه خط خوردهنوز وقتی بارون تو کوچه میبارهدلم غصه دارهدلم بی قرارهنه شب عاشقانه است،نه رویا قشنگه
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
یک نفر روزی آمد و تو را از تو گرفت،روز ها گذشت و خودت را بیشتر از یاد بردی و دیگر حواست به هیچ کجای عالم نبود...
اما ناگهان میان آن خنده ها ،میان همان دوستت دارم هادست های او را گُم کردی،او مسافر بود
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
ز تمام بودنیها
تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن
دلم آرزو ندارد
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یگانه قنبریپور